نوبت به نهميها رسيد
محمد رحماني
دور دوم انتخابات مجلس نهم نيز برگزار شد تا سياستمداران درسي ديگر از نتيجه آرا و تصميم مردم بگيرند.
بايد بياموزيم كه ديگر تنها ثروت و قدرت براي راهي كردن يك نماينده به مجلس كفايت نميكند، شايد گروهي با پشتوانه عظيم مالي، كلانشهر تهران را با پوسترها، بنرها و تراكتهای خود اشباع كنند، اما اگر مردم اقبالي نشان ندهند اين تبليغات همچو نامحلولي نزد مردم رسوب ميكند و نتيجه چيزي ديگر ميشود.
بايد بياموزيم كه فطرت طبيعي انسانها اخلاقگرا است پس اگر به بهانه كسب رأي به ديگري تاختيم، هتاكي كرديم، انگ زديم و... نميتوان رأي مردم را كسب كرد.
بايد بياموزيم كه دوران ليستي رأي دادن هم به پايان رسيده، چراكه تركيب آرا گواهي ميدهد هيچ كدام از ليستها پيروز قطعي انتخابات نبوده است.
همچنين بايد پذيرفت كه آناني كه عمري ريش و مو در مجلس سپيد كردند و مدعي مديريت بزرگترين حزب كشور هستند، نتوانستند اقبال مردم را بدست آورند.
ديگر اينكه آناني كه مواضع خود را با كوچكترين نسيمي تغيير دادند و براي خوشايند متحدانشان به ديگران دروغ بستند تا نكند كه از ليست خط بخورند، ديدند كه اين مردم هستند كه بايد انتخاب كنند نه سياستمداران بياخلاق.
اما آناني كه سوداي جلوس بركرسي رياست جمهوري را ساليان سال در ذهن ميپرورانند، بايد با شكست نامزدهای مدنظر خود درس عبرتي بگيرند كه نميتوان با دستور سازماني و بسيج امكانات بيتالمال رأي كسب كرد.
فارغ از نتيجه انتخابات اگر اين سخن را شعاري نپنداريد پيروز واقعي انتخابات «مردم» هستند آناني كه با وجود تمامي مشكلات تا به امروز، نظام خود را تنها نگذاشتهاند، حال منتخبان مردم در مجلس نهم هستند كه بايد پاسخ اعتماد مردم را پس بدهند.
آنان ميتوانند همچو هشتميها بر شيپور جدلهاي بيهوده سياسي بدمند يا آنكه به فكر ساختن ايران اسلامي باشند؛ ميتوانند باز هم بهانه بگيرند يا آنكه به مانند ياري مهربان در سازندگي كشور مشاركت كنند.
ميتوانند هزاران بار از انحراف و لولوهاي مرئي و نامرئي سخن برانند ولي به فكر عامه مردم نباشند، بايد پذيرفت كه مردم نه از سياست، بلكه از سياست بازيهاي غیر اخلاقی خسته شدهاند، پس بياييم به تعبير خميني كبير نوكري اين مردم را بكنيم و اجازه بدهيم مردم طعم شيرين وحدت را بچشند.
آري نمايندگان بايد از حق نظارت خود استفاده كنند، اما ميتوان اثبات كرد كه قدرت اصولاً فساد آور نيست، ميتوان نظارت كرد و سهم خواهي نكرد، ميتوان نظارت كرد و به دنبال منافع شخصي نبود.
نمايندگان ميتوانند تا 4 سال ديگر به ساختمان سبز بهارستان پناه ببرند يا آنكه همچنان در كنار مردم باقي بمانند و با مردم همراه شوند تا بدانند دغدغههاي آنان ميتواند با دغدغههاي رجل پر نفوذ سياسي متفاوت و متضاد باشد.
نمايندگان مرم ميتوانند افرادي مستقل باشند كه ميبينند، تحليل ميكنند و رأي ميدهند يا آنكه تبديل به مهرههاي سياسي اين و آن شوند كه با اشارهاي شاسي را ميفشارند.
در نهايت اين تاريخ است که گواهي ميدهد نمايندگان در راستاي منافع كشور و دينشان تصميم گرفتند، سؤال پرسيدند، رأي دادند يا آنكه به دنبال ناگفتههاي ديگري بودند، ميتوان بين «مدرس» بودن و «تقيزاده» بودن انتخاب كرد؛
انتخاب با شما است.
نظرات شما عزیزان: